عباس قديانى

649

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

ق قاآن عنوان سلاطين چين از اخلاف اوگتاى قاآن پسر چنگيز خان . كلمهء قاآن ، ظاهرا صورتى از كلمهء خاقان است ، و بعضى از تاريخنويسان آن را از طريق مبالغه و براى بزرگداشت سلاطين ديگر بر آنان اطلاق كرده‌اند . فرمانروايان مغول بعضى عنوان خان و برخى عنوان قاآن داشته‌اند . كلمهء « خان » در زبان مغولى و ساير لهجه‌هاى تاتار مشترك است ، و چنگيز و بعضى از شاهزادگان خاندان وى اين عنوان را داشته‌اند ، و « خان » مدتها عنوان بعضى از فرمانروايان اقوام مختلف آسياى شمالى بوده ، اما نخستين فرمانروايى كه عنوان قاآن داشته است همان اوگتاى است ، و اين لقب از وى به جانشينانش انتقال يافته . اين عنوان مسلما از عنوان خانى برتر بوده ، زيرا فرمانروايان سلسلهء اصلى مغول كه ديگران در واقع از او تبعيت مىكردند ، عنوان قاآن را براى نشان دادن برترى خود بر ساير احفاد چنگيز خان اختيار كرده بودند . كاترمر در حواشى خود بر تاريخ مغول تأليف رشيد الدين فضل الله ( جوامع التواريخ ) قطعه‌اى از كتاب مسالك الابصار را در اين باب نقل مىكند كه مضمون آن ذيلا مىآيد . اين كتاب از ابو العباس على ابن يحيى ابن فضل الله عمرى است ، كه « كاترمر » او را نويسنده‌اى مطلع و داراى حسن قضاوت مىشمارد . خلاصهء مضمون كلام او اين است كه همهء مملكت مغول بين چهار شاهزادهء مقتدر تقسيم شده است ، كه هريك فرمانرواى سرزمينى پهناور است . از ميان آنان ، آن‌كه قاآن بزرگ خوانده مىشود ، و جانشين واقعى چنگيز خان است ، بر شرقىترين مملكت آسيا فرمانروايى دارد . قلمرو دومى ايران است ، و سومى بر قبچاق و چهارمى بر ماوراء النهر فرمانفرماست . و در خانبالق ، كه از بلاد ختاست ، مقر دارد . سه سلطان ديگر مغول نسبت به او حرمت و تبعيت مىكنند ، و در حق قاآن همان حرمت و توقيرى را رعايت مىكنند كه ملوك سابق در حق خلفا داشته‌اند . در مواردى كه كار مهمى - از قبيل حملهء دشمن يا قتل اميرى بزرگ - در پيش داشته باشند آن را به اطلاع قاآن مىرسانند ، و اگرچه حاجت به كسب اجازه از او ندارند ، رسم بر اين جارى بوده است .